تبليغاتX
نی نی و می نی
سلام

فقط آپ کردم که آپ کرده باشم ... و گرنه انگیزه ای نداشتم ... بروبچ نی نی می گه اگه بیاد کرج دو ماه آن نمی شه ... مگه می شه آخه ؟؟؟ مگه من دل ندارم ؟؟؟ به خدا دارم اگر چه کوچولو می باشد اما بالاخره دله دیگه ... یه دل کوچولو دارم اما اینجوری خیلی بهتره ... این جوری فضا به اندازه ی کافی ندارم تا به همه لینک بدم ... عوضش دلمو فقط به اونایی پیوند زنم که ارزشش را دارند ... مثلا نی نی خودم . نی نی ناز ... مهشید جون ...مهزاد عزیز ... آقا عرفان که خیلی به من و نی نی لطف دارند .. و بالاخره بابایی که هر کاری کنم نمی تونم محبتاشونو جبران کنم و چند نفر دیگه که به خاطر گرمازدگی الان یادم نمیاد...

 چشم تو از كهكشان راه شيري هم سرست
پيش چشمان تو ياس و ناز و مريم پر پر است
من نمي دانم چه رازي بين عشق و اسم توست
 اسم تو از هر چه زيبا ديده ام زيباتر است

می نی دلش گرفته ... مث همیشه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم تیر 1384ساعت 8:24 PM  توسط نی نی و می نی   | 

اصلا نوشتنم نمیاد....

همه جا بوی غم میده ه ه....

یادمه...تو وسط ترین دقایق پاییز بود...

 من هر روز هی دلم گرفت و هی گريه کردمو هی بزرگ شدم! همه ی

روزا رو به زور به کولم بستن و منم مجبور بودم بکشونمشون!!!!

احساسی از زندگی نداشتم...غربت چند ماهه شد غربت ۱ساله...

شدم عاشق اما بدون عشق!!رويايی اما بدون رويا! دخترکی با مارک احساس!!

عاشق رقص شاپرک!!*من....من قلبم واسه دوست داشتن همه دنيا جا داره...

اما دنيا منو دوست نداره! بيشتر وقتا وقت خدارو با ناله هام ميگيرم...

باور کن من هیچ وقت از زندگی چیز زیادی نخواستم....

می نی قشنگم...من فقط تو رو خواستم....

می نی، دلم میخواد از این به بعد خودت اینجا بنویسی!

فقط خودت............

تنها:دستتو بده به من!

بی کس: نمی تونم

تنها:خودتو به من برسون

بی کس:نمی رسم!!

تنها:بشکن

بی کس:می ميرم!

تنها:می شکنم

بی کس: می ميری

تنها:هر دو می شکنيم تا...

سالها گذشت و هيچ کس نفهميد دو خط موازی چطور به هم رسيدن!
angel


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم تیر 1384ساعت 3:27 PM  توسط نی نی و می نی   | 

سلام

و باز هم... ما آمستیم.

گفتم یک سر بیام اینجا یک کم به قول نی نی جفنگیات بنویسم.

صبح امتحان مرحله دوم تیزهوشان بود. وای... وای... وای...

۵۶ تا سوال ۱۰۰ دقیقه... خودتون فکر کنید سوالا چه جوری بود؟ ۲۱ تا سوال علوم ۳۵تا ریاضی .

اینجانب می نی ۶ تا سوال علوم و ۲۵ سوال ریاضی جواب دادم (خسته نباشید یادتون نره)

بغل دستیم یکی بود به اسم کیانا خانم    مرحله اول هم دیده بودمش.منتها مدرسه تیزهوشان درس می خونه.

بسی از نشستن کنار ایشان شادمان بودیم که برگشت تو گوش جلویی من (چه قدر هم آروم گفت جونه خودش) گفت: مواظب ورقت باشی ها...اون هم برگشت گفت کی به کی می گه... منو می گی انقدر بهم بر خورد که خدا می دونه...تو دلم گفتم آدم انقدر...

یک چیز دیگه هم بگم و جفنگیات نویسی را تموم کنم. اینجانب آموزش زبان روسی را البته به کمک یک کتاب خود آموز شروع کردم.

انقدر جالبه که نگو .....

- مثلا؟

-الان می گم:

مثلا g در این زبان شیرین d  تلفظ می شود. و m در این زبان t تلفظ می شود. خدا کنه قاطی نکنم سر کلاس زبان چرت و پرت بگم (البته از من بعید نیست   )

راستی یک معذرت خواهی هم به نی نی بدهکارم ... خودش می دونه چرا...

می نی خر خوننی نی خرخوننی نی خرخون

 (من از این خرسه تو کامپیوترم ندارم چون نی نی دوست داره می گردم مناسبش را پیدا می کنم)

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم تیر 1384ساعت 1:15 PM  توسط نی نی و می نی   | 

خب.... ما آمستيم! (=آمديم!).
 
آپديتي هم كه كردم و خب...خب نكردم ديگه! آخه خب وخ (=وقت) نشد.
 
و اما!! می نی مهربون خودمbig hug...میدونم قالبمو دوس نداریsad
 
میدونم دلت میخواد....crying(میدونم، میدونم خاطرمو خیلی میخوای...!!)
 
حالا بازم اگه قالبو دوس نداریsigh....(میدونم...!!!)
 
آهان....به جون خودم ما جفتمون دوتاییمیعنی جفتمون دختر بیدیم
 
حالا شایدم عروسی کردیم(خدا از ته دلم بشنوهtongue)!
 
بیخیال...لوگو هم که در راه بید...ما هم که دربدرyawn.
 
خدایی خیلی دلگرمیه ها thinkingraised eyebrow! این همه نظرdrooling.
 
ما کلا تقویت شدیمangel!....
 
بگذریم...دیگه جفنگ نویسی بسه...
 
 
از تو تمنا داشتم که برای يک نفس
به اندازه يک دور چرخش ماهی قرمز در تنگ بلورين
سرم را بر شانه‌ات تکيه دهم
و تو نپذيرفتی.
و من سالهاست که بر ستون سنگی خانه‌مان تکيه می‌زنم. 
  
cryingcryingcryingcrying
 
                                                                نی نی عاشق می نی...
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384ساعت 1:29 PM  توسط نی نی و می نی   | 

سلام بروبچس(ما عادتمونه بروبچ را جمع مي بنديم)

barobach + S  => barobaches

در مورد وب بايد بگم که قرار شده ني ني قالب وب را عوض کنه.

پس فعلا از لينک و لوگو معذوريم تا اطلاع ثانوي

           
يک معذرت خواهي به بابايي خودم طلبکارم

(نمي دونم شايد هم بدهکار باشم).

ديروز بهش گفتم : IQ فکر کنم نفرينم کرد.اول اينکه ديروز عصر

کلاس زبان داشتم يادم رفت برم .

مامانه هم فکر کرد پيچوندمش تازه قبل از کلاس هم يک قرار مهم

 داشتم ...اين از کلاس... بعد با ماماني رفتم کارت اينترنت خريدم.20

 ساعت 5 تومان.مرده شور اين pars on line را ببرد که انقدر گرونه.

پدر جيب پدرمان را در اورده.حالا ايناش بماند...

کارتمو گم کردم البته در طي يک search طولاني مدت يافتمش.

خلاصه اينکه بابايي ببخشيد ...

راستي اگر چه دير(به خاطر مفقود شدنه کارتم نتونستم ديروز آن شم)

تونستم براي بابايي يک ميل بزنم تولدش را تبريک بگم.

بازم مي گم بابايي تولدت مبارک

                                
راستي قرار بود واسه ني ني يک چيزي تعريف کنم بخنده.

منم که خوش قول...ديروز مثل هميشه با ماماني رفته بودم،

بلوار شهرداري را متر کنم ... مثل هميشه بروبچس همه بودند...

(ماماني مي گه تو به خاطره اينا مياي)...يک پسر که همچنان در

حال علافي بود برگشت بهم گفت : سلام نمي کني؟ نچ نچ نچ...

قبلا بچه بودي سلام مي کردي...

چي شده حالا بزرگ شدي پيشرفت کردي؟

   منم بهش گفتم:اشتبا گرفتي! 

                                من هنوز بزرگ نشدم!                           

                                                     

                                    می نی عاشق نی نی...                        

   

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384ساعت 7:55 AM  توسط نی نی و می نی   |